عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

739

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

فديت رجالا فى الغيوب نزول * و اسرارهم فيما هناك تجول بحكمتها قوى پر كن تو مر طاوس عرشى را * كه تا زين دامگاه او را نشاط آشيان بينى و گر زى حضرت قدسى خرامان گردى از عزت * ز دار الملك ربانى جنيبتها روان بينى آرى ! و حركت كه كند بحكمت كند ، در حظيرهء رضاء محبوب جمع كرده ، و مراد خود را در آن فداء مراد اللَّه كرده ، و انس خود در ذكر وى ديده ، و نظر خود تبع نظر وى داشته ، و با ياد وى بهر چه رسد بياسوده ، گه در ميدان جلال بر مقام نياز از عشق او سوخته ، گه در روضهء وصال بر تخت ناز با لطف او آرميده . گه بقهر از زلف مشكين تيغها افراخته * گه بلطف از لعل نوشين شمعها افروخته اى كمالت كم زنان را صره‌ها پرداخته * وى جمالت مفلسان را كيسه‌ها بر دوخته النوبة الاولى - قوله تعالى : لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ - بر تو نيست راه نمودن ايشان وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ لكن خداى راه نمايد او را كه خواهد وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ و هر چه نفقت كنيد از مال فَلِأَنْفُسِكُمْ آن خود را ميكنيد وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ و نفقت مكنيد مگر خواستن وجه خداى را وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ و هر چه نفقت كنيد از مال ، پاداش آن بتمامى بشما رسانند وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ 272 و از آن چيزى كاسته و باز گرفته نماند از شما . لِلْفُقَراءِ - درويشانراست آن صدقات و زكات الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ آن درويشان كه از خان و مان و فرزندان خود بازداشته مانده‌اند در سبيل خدا ، لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ نمىتوانند بازرگانى را و روزى جستن را در زمين رفتن يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ كسى كه ايشان را نشناسد پندارد كه ايشان بىنيازانند